قدس
گفتند نیل را دل پرخون شکفته است
گفتند زخم تازه زیتون شکفته است
این خاطرات سرخ کلیم است کاین چنین
در چشم خون گرفته هارون شکفته است
خاک مقدسی که جراحات کهنهاش
این بار زیر چکمه قانون شکفته است
امید پا گرفتن و زیبا شدن کجاست
با غنچهای که در شب طاعون شکفته است
عیسی مگر بیاید و مرهم بیاورد
زخم هزارساله زیتون شکفته است
**
ای زخم و شعله رَخت و رداتان، خطرکنید
احرام بستهاید که رمی جمر کنید
کفر از شب ستاره داوود میوزد
با دستهای معجزه شقالقمر کنید
فرعونیان از آب گذشتند، وانگهی
موسی پیام داده که عزمی دگر کنید
خون است اگر، برای خدا بیشتر دهید
عشق است اگر، معاشقه را بیشتر کنید
بودن که نقض نظم نوین است، خویش را
قربانی قدوم حقوق بشر کنید
**
وقتی سپاه ابرهه با فیل میرسد
نوبت به سنگهای ابابیل میرسد
کوهیم ما که هستی ما غیر سنگ نیست
متن مطنطنی که به تأویل میرسد
آب از سرش گذشته عنان میکشد هنوز!
آنک تلاطمی است که با نیل میرسد
تلمود را هوس هوس از شب نوشتهاند
کی صبح عاشقانه انجیل میرسد
بگذار بگذریم چه بر شاعران گذشت
آوخ به استخوان افاعیل میرسد
سید سلمان علوی